بودن(مسئله این است؟)
با بودن...چی ها میشه کرد؟! اصلا بودن فایده داره؟!
بـــــــله/چرا ک نه!...مثلا با بودنت میشه تو دنیا...زندگی رو به کسی زهر مار کنی...
یا...میتونی کسی رو از زندگی کردن متنفر کنی...آسونه؟نه؟
نبودن(حالا هم مسئله این است؟)
با نبودن چی؟...میشه کاری کرد؟! یعنی اونم فایده داره؟!
بـــــله/والا داره!...مثلا وقتی نیستی...از همه ی دروغها و زهرماریها دوری...
یا...نفسهاتو میتونی راحت تر بکشی(به ۲ جداره بودن جمله توجه فرمایید!)...
کسی کاری به کارت نداره!...فقط...فقط
میری جهنم!!!اگه جایی به این نام هست...
پس زیادی بهمون خوش نمیگذره؟نه؟!
حالا من نفهمیدم...بودن یا نبودن...مسئله کدام است آقای هملت عزیز؟؟!!
آقای هملت...حالا اینا به کنار...چیزی یا حرفی بوده که گفتی
!
شنیدی میگن "انسان/دنیایی از عجایب است!" ... البته ارسطو جان گفته!...
حالا شنیدی یا نه؟! ...
یه چی بگم؟؟...چون شنیدم میخوام بگماااا!...با اجازه!
این عجایب غلط کردن
...........والا این همه عجایبه ک ما انسانها رو غول ساخته!
جان من...درست نمیگم؟!...اگه درست نمیگم و حق ندارم ک این حرفو بگم......
پس...پس بودن یا نبودن/مسئله ای نیست! (لطفا زیادی تو بحر جمله نروید...سپاس!)